محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
111
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
بلكه هدف از اين مقدمه ، آرام ساختن شكاكان و جلوگيرى از قضاوتهاى شتابزده آنان است كه سخن امام عليه السّلام را با نتايج دانشهاى معاصر هماهنگ ندانسته و آنها را از نظر علمى بىپايه و اساس مىخوانند . 1 - دانشمندان علوم تجربى به تفسيرى علمى و مورد قبول همه براى منشأ جهان و چگونگى پيدايش و عمر آن و . . . دست نيافتهاند . برخى آغاز پيدايش جهان را همراه با انفجار تودهاى از ماده نخستين دانسته ؛ ليكن نوع آن ماده را مشخص نكردهاند . برخى ديگر غبارى رقيق را منشأ جهان معرفى كردهاند و گروهى ديگر از هيدروژن سخن گفتهاند . . . مسأله اين جا است كه گاز هيدروژن ، ماده نخستين و يا غبار رقيق چگونه پديد آمدهاند ؟ آيا به شكل اتفاقى وجود يافته يا خود ، پديدآورنده خويش بودند و يا نيرويى برتر آنها را پديد آورده است ؟ پاسخى براى اين پرسش نمىتوان يافت و پاسخهاى ارايه شده ، همگى بدون دليل و مدرك هستند . فراتر از آن ، سخن گفتن از آغاز آفرينش كه چيزى مگر عدم و نيستى نبوده ، گزافهگويى است و فرد را از موضوع اصلى سخن دور مىسازد . بر آنان بود كه ابتدا و پيش از پرداختن به مباحث بالا ، به حادث يا قديم بودن جهان دست يابند . بسيارى از دانشمندان متأخر ، حادث بودن جهان را اثبات كردهاند كه در جاى خود به نظرياتشان اشاره خواهد شد .